کارگر89

پایگاه جدید اطلاع رسانی کارگران استان مرکزی

 
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٦  کلمات کلیدی: اراک-استان مرکزی ، شورای شهر و شهرداری

مرتضی ذوالفقاریاز عطر یاس :  فصل سرما آغاز شد و دوباره دیو سیاه آرمیده در دامنه کوه سفید خانی برخلاف روال طبیعت از خواب زمستانی سر برآورد و ضحاک وار چون سالیان گذشته به تهدید روح و جان ساکنان دیرینه این دیار کمر راست کرد.
او تفنگ دو لول بتنی خود را به روی مردم بی دفاع نشانه رفته و بی محابا از عاقبت آدمیان و در غفلت و مصلحت اندیشی و حسابگری متصدیان روزها را همچون شب بر آنان تیره و تار می کند و با خاطری جمع، شیرینی زندگی را بر فرزندان معصوم و بی گناه این آب و خاک به جرم سکنای در سرزمین مادری تلخ و زهرآگین.


متصدیان این دیار که به جای طرح و توسعه، نامها را عوض می کنند و به ظاهر در جهت منافع حوزه انتخاباتی خویش اند، کجایند تا ببینند چگونه شهر بی دفاع من در تیررس این هجوم پی در پی، نفس از نفس، از پا می افتد.
شهر من که روزگاری به خاطر آب و هوای خوش آن، مأمن زندگانی پدران ما بود، حال آب آن را می بلعند و هوایش را می آلایند و جان مردمانش را می رنجانند و روح رنجورش را می آزارند، بدون آنکه نصیبی را نصیبش کنند.
متاسفانه در غیاب دلسوختگان این دیار و ناسپاسی از خادمان این مکان و کم تحملی از رشد و شکوفایی همشهریان گلایه کی می توان کرد از غریبان.
اما قصه این رنج عریان و درد بی امان را چگونه باید بر جان خرید؟ آیا باید دید و شنید و شاهد مرگ همسایه بود یا اینکه به مصداق انسانیت همواره آن را گفت و گفت تا گوش های شنوا و وجدان های بیدار چاره کار کنند و مرهمی بنا کنند و این دیو رهیده از قفس را با طرح و تعقل، اسیر و رام کنند تا شاید ریشه های عشق و امید در جان این مردم دوباره جان گیرد و زندگی و شور در سرای آنان دوباره امان